|
Learn A New Language Open A New eye
|
|
|
|
||||
|
Dishonest/Deceitful :
dishonest deceitful crooked untrustworthy unreliable insincere two-faced devious cunning to lie a lie to tell a lie a liar to deceive deceptive to trick a trick to cheat a cheat to mislead misleading to fool to con a con to rip off a rip-off to do out of to be taken in to fall for
+
نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 20:53 توسط Alizadeh_Nima
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
Honest/Truthful : trustworthy reliable the truth to tell the truth truthful sincere genuine open frank direct blunt to tell you the truth to be honest honestly frankly to be frank to speak your mind
+
نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 20:49 توسط Alizadeh_Nima
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
Carful/Conscientious/Careless/Impulsive :
careful cautious wary conscientious thorough efficient competent particular fussy conservative to take care to look after to mind to watch out to look out to keep your eyes open to check to make sure to ensure to take a lot of trouble to protect
careless sloppy inefficient incompetent impulsive rash hasty spontaneous on the spur of the moment to jump to conclusions a snap decision
+
نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 20:40 توسط Alizadeh_Nima
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
Active/Sociable/Passive/Reserved :
active energetic lively dynamic sociable outgoing talkative decisive an extrovert to be good company
passive lazy apathetic quiet reseved subdued an introvert
to act initiative to use your initiative to do something to make up your mind to have go to be on the go to liven up to hang about / around to stand around
+
نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 20:30 توسط Alizadeh_Nima
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در فراگيري زبان انگليسي به چه مواردي لازم است توجه کنيم؟
فراگيري زبان انگليسي نيازمند عمل است. ممکن است شما تمام نکات يادگيري را بدانيد، ولي اگر انجام کارها را شروع نکنيد، به هيچ چيز نمیرسيد. در واقع، اگر میخواهيد بخوبي به زبان انگليسي صحبت کنيد، شما بايد زندگي خود را تغيير دهيد. در اينجا به برخي از کارهايي که شما بايد انجام دهيد، اشاره میشود:
¤ هر روز يک ساعت، کتابي را به زبان انگليسي مطالعه کنيد، گرامر موجود در جملات تحليل نماييد و در يک ديکشنري زبان انگليسي به دنبال لغات نامأنوس بگرديد.
¤ به نواري گوش بدهيد، دائماً آن را متوقف سازيد، سعي کنيد آنچه را که گفته مي شود درک و تلفظ صحبت کننده را تقليد نماييد.
¤ بعدازظهر خود را با تمرين تلفظ صداي r " " انگليسي بگذرانيد.
¤ به دقت ايميلي به زبان انگليسي بنويسيد، هر 20 ثانيه، از يک ديکشنري يا جستجو در اينترنت استفاده کنيد تا از صحت کلمه اطمينان حاصل نماييد. براي نوشتن هر جمله 5 دقيقه وقت بگذاريد.
¤ به جمله اي انگليسي که تاکنون خوانده ايد، فکر کنيد. به اين بينديشيد که آيا میشود بجاي a از the استفاده کرد. سعي کنيد براي يافتن پاسخ، به دنبال جملات مشابهي در اينترنت بگرديد.
¤ تا انتهاي يک خيابان قدم بزنيد و در ذهن خود چند جمله ساده انگليسي را بسازيد (با خودتان در مورد آنچه که در اطراف خود مي بينيد، حرف بزنيد).
به نظر شما چه کسي تمام اين کارهاي احمقانه را انجام مي دهد؟! فقط يک نفر. آنکه از انجام دادن اين کارها لذت میبرد. اگر شما میخواهيد بخوبي به زبان انگليسي صحبت کنيد، بايد چنين شخصي باشيد و نبايد از انجام اينجور کارهايي تنفر داشته باشيد. آيا تا حالا شنيدهايد که کسي با انجام کاري که از آن متنفر بوده، به موفقيت رسيده باشد؟
مسئله موجود در ارتباط با فراگيري و آموزش زبان انگليسي بعنوان يک زبان خارجي، اين است که همه زبان آموزان میخواهند زبان انگليسي را بخوبي صحبت کنند. با اين وجود، اکثر آنان نمیخواهند روي فراگيري زبان انگليسي وقت بگذارند ( که احتمالاً به همين دليل است که در کلاسهاي زبان ثبت نام میکنند و اميد دارند تا معلمشان زبان را به زور وارد کلهاشان بکند! بعداً راجع به کلاسهاي زبان مفصلاً صحبت خواهيم کرد.)
فقدان انگيزه به اين معناست که اساساً زبان آموزان روي آموختن زبان انگليسي وقت نمي گذارند، و اگر هم بگذارند، اين کار را به طور مرتب و منظم نمي کنند. مثلاً يک زبان آموز نوعي ممکن است به مدت 12 ساعت قبل از يک امتحان زبان انگليسي، افعال چندتايي زبان را مطالعه کند. با اينحال، چنين کسي حاضر نيست هر روز به مدت 30 دقيقه يک کتاب به زبان انگليسي را بخواند. او يادگيري زبان را خوشايند احساس نمي کند، بنابراين تنها هنگامي به مطالعه مي پردازد، که مجبور باشد. مسئله اينجاست که يک تلاش عظيم بي وقفه چيزي عايد شما نمي سازد، در حاليکه فعاليتهاي کوتاه و در عين حال هر روزه، نتايج زيادي به همراه خواهد داشت.
اگر شما از آن دسته از زبان آموزاني هستيد که از تمرين هر روزه تلفظ صداي r"" يا تفکر راجع به جملات زبان انگليسي خوشتان نمي آيد، روي سخن ما با شماست: شما بايد خودتان را مجبور کنيد که بخواهيد اين کارها را انجام بدهيد. به عبارت ديگر، شما بايد روي انگيزه خود کار کنيد. خوشبختانه، تکنيکهاي به اثبات رسيدهاي وجود دارد که به شما در اين راه ياري مي رساند. قبلاً در مورد افزايش انگيزه بحث کرده ايم. مي توانيد به مطالب گذشته رجوع نماييد.
زبان آموز عادي در مقابل زبان آموز باانگيزه
سارا يک زبان آموز نوعي يا عادي زبان انگليسي است که سطح انگيزه کلي پاييني دارد. او گاهي اوقات انگيزه بالايي دارد، نظير روز قبل از امتحان زبان انگليسي يا زماني که نمي تواند با يک مشتري خارجي که او را فرامي خواند، ارتباط برقرار سازد. اين قبيل موقعيتها او را وادار مي سازد تا چنين بينديشد که: "من بايد روي زبانم کار کنم!" با اين وجود، اين موقعيتها بندرت اتفاق مي افتد، کمتر از يک بار در ماه. بنابراين، اگر او شديداً به مطالعه بپردازد (مثلاً دو روز کامل قبل از امتحان زبان)، نتايج کار، ضعيف خواهد بود، زيرا او 90% از مطالبي را که آموخته، ظرف مدت يک ماه از ياد خواهد برد. تعجبي هم ندارد: حافظه آدمي اين طور کار مي کند، شما بايد همواره چيزها را مرور نماييد، در غير اينصورت آنها را فراموش میکنيد.
حالا بياييد به يک زبان آموز متفاوت نگاهي بياندازيم: مريم. مريم تقريباً هر روز به مدت 30 دقيقه رمان خاص زبان آموزان را (که با جملات ساده اي نوشته شده است) مي خواند. او يک ديکشنري انگليسي به انگليسي خريده است و هر گاه که معني جمله اي را نفهمد، از آن استفاده مي کند. در ابتدا مطالعه منظم، کار سختي بود: خواندن کتابها و استفاده از يک ديکشنري براي او جزء "فعاليتهاي عادي" نبود، و هر جمله انگليسي دردسر داشت.
ولي اکنون، تنها بعد از دو هفته، او میتواند بسيار سريعتر بخواند. هنگام خواندن، او اغلب به لغاتي برمي خورد که در دو هفته گذشته، آموخته است. هرگاه او به چنين لغتي میرسد، ديگر مجبور نيست تا در ديکشنري به دنبال آن بگردد و او میداند که پيشرفت خوبي داشته است. مريم چنين احساس میکند که اخيراً به ميزان زيادي زبان انگليسي را فراگرفته است، و مشتاق است که بيشتر بياموزد. هر روز، او به مطالعه کتابش مي پردازد. اين کتاب، اين فرصت را به او مي دهد تا از آنچه که آموخته، استفاده کند ( از پيشرفتش لذت ببرد) و بيشتر بياموزد. از آنجا که او بطور منظم مطالعه میکند، ميزان فراموشي او اندک، و گنجينه لغات او رو به رشد است.
مريم در مسير درستي قرار گرفته است. او به زودي قادر خواهد بود تا روزنامه هاي انگليسي زبان و ديگر منابعي را که براي خوانندگان بومي نوشته شده است، بخواند.
لذت به حافظه بهتر منجر مي شود
اگر شما از آموختن زبان انگليسي لذت ببريد، روي آن بيشتر وقت میگذاريد و آن را به طور منظم انجام میدهيد. سطح بالاي انگيزه به شما نفع ديگري نيز مي رساند. بخاطر سپردن کلمات و ساختارهاي گرامري براي شما آسانتر خواهد بود. زيرا مغز به آساني اطلاعات مربوط به موضوع مورد علاقه شما را بازيابي مي کند. (مثلاً برخي از مردم عاشق تاريخ هستند و در مورد جنگ جهاني دوم همه چيز میدانند. اگر شما از يک "فرد عادي" بخواهيد تا همه آنها را بخاطر بسپارد، او هرگز چنين کاري نمیتواند بکند.) بنابراين، لذت بردن از آموختن، به شما سودي مضاعف میرساند.
انگيزه خود را براي يادگيري زبان انگليسي تقويت کنيد
خود را در آينده تصور کنيد
تصور کنيد که شما مي توانيد با يک مخاطب بومي همانگونه صحبت کنيد که انگار با زبان اول خود حرف مي زنيد. افرادي را تصور کنيد که دوست دارند به خوبي شما انگليسي صحبت کنند. تصور کنيد که مي توانيد به اشخاصي از هر جاي دنيا ايميل بزنيد. خواندن مقالهای در مورد مزايای تسلط به زبان انگليسی ياریرسان است. قبلاً دو مقاله از اين دست در مورد "چرا زبان انگليسی را بياموزيم" و "زبان انگليسی به شما احساس خوبی میدهد" در اين وبلاگ آمده است. شما بايد بدانيد که تسلط يافتن به زبان انگليسي واقعاً امکانپذير است. فقط به کساني نگاه کنيد که اين کار را انجام داده اند!
به ياد داشته باشيد که شما تاکنون خوب پيش رفته ايد
شما هماکنون احتمالاً قدری زبان انگليسی را میدانيد. اگر چنين باشد، اين يک موفقيت بزرگ است! اکنون زمان موفقيت بيشتر فرا رسيده است، زمان شروع به استفاده از روشهاي کارا در يادگيري خوب، زمان کسب دانشی عالي از زبان انگليسي.
به خاطر داشته باشيد که چيز زيادي است که نمي دانيد
شما تا حالا خوب بودهايد، اما احتمالاً زبان انگليسي شما عالي نيست. ممکن است نتوانيد برنامههاي تلويزيوني انگليسي زبان را بفهميد، کتابهايي به زبان انگليسي بخوانيد، به سادگي با مخاطبان بومي صحبت کنيد، نامه هايي عاري از اشکال بنويسيد، ... هرگز نبايد فکر کنيد که زبان انگليسي شما عالي است. حتي اگر بهترين شاگرد کلاس خود هستيد، همواره سعي کنيد نقاط ضعف خود را بيابيد و روي آنها کار کنيد. هرگاه ياد گرفتيد تا انگليسي را به خوبي صحبت کنيد، مشکلات شما نسبتاً اندک خواهد بود: علامت گذاري، قواعدي که به ندرت به کار مي رود، لغات نادر، درک زبان محاوره اي. همين الآن، احتمالاً مشکلات شما بيشتر پايه اي هستند: اشتباهات در تلفظ، گنجينه لغات اندک، مشکلات گرامري.
هرزمان که مي توانيد از زبان انگليسي خود استفاده کنيد
اين خيلي خيلي مهم است. هرچقدر بيشتر از زبان انگليسي استفاده کنيد، بيشتر تمايل به يادگيري آن پيدا مي کنيد.
انگليسي آنقدر فراگير است که شما مي توانيد همه جا آن را بکار بگيريد. مي توانيد از گوگل استفاده کنيد و وب سايتهاي به زبان انگليسي با اطلاعات جالب را بيابيد، مي توانيد کارتونهاي آمريکايي را تماشا کنيد، میتوانيد با کامپيوتر خود بازيهاي ماجرايي را بازي کنيد، میتوانيد کتابهايي جالب به زبان انگليسي بخوانيد، ...
اگر اين قبيل کارها را انجام دهيد، شما فقط سرگرم نشده ايد، بلکه انگليسي هم ياد گرفتهايد. اگر بدانيد که دانستن يک لغت جديد انگليسي به شما اين امکان را میدهد تا برنامه تلويزيوني دلخواه خود را بفهميد يا با افراد مکالمه کنيد يا در يک بازي کامپيوتري برنده شويد، تمايل پيدا میکنيد تا لغات بيشتري را فرا بگيريد. بنابراين بيشتر زبان انگليسي را ياد میگيريد؛ کاربرد بيشتر، يادگيري بيشتر، کاربرد بيشتر... به علاوه اگر از روشهاي يادگيري کارا و مؤثر استفاده کنيد، زبان انگليسي شما سريعتر از آنچه که ممکن است تصور کنيد رشد میکند.
درباره زبان انگليسي با افراد صحبت کنيد
اين يک روش خيلي ساده، ولي بسيار مؤثر است. ببينيم چگونه به کار مي آيد:
شما معمولاً درباره مسائلي بحث مي کنيد که برايتان جالب هستند. اما متضاد آن هم صادق است. اگر شما به بحث درباره يک موضوع خسته کننده و کسالت آور بپردازيد، کم کم به آن علاقمند مي شويد.
تصور کنيد که داريد مطلبي را مطالعه مي کنيد که از آن تنفر داريد. خسته و کسل شده ايد ولي بايد امتحان فردا را با موفقيت بگذرانيد. اگر کساني نزديک شما هستند، دو راه داريد: مي توانيد به هرکس بگوييد که چقدر داريد عذاب مي کشيد يا مي توانيد درباره آنچه که يادگرفته ايد با آنها حرف بزنيد. اگر راه اول را انتخاب کنيد، شما تنها احساس بدتري خواهيد کرد. اگر راه دوم را برگزينيد و صحبتي را راجع به موضوع کسالت بار به راه بياندازيد، شما به آن موضوع از يک ديد کاملاً متفاوتي نگاه خواهيد کرد. ناگهان همين به موضوعي تبديل مي شود که ارزش صحبت کردن را داشته باشد و در نتيجه يک موضوع جالب و جذاب خواهد بود.
چطور مي توانيد چنين بحثي را راه بياندازيد؟ اگر شما در حال مطالعه زبان انگليسي هستيد، مي توانيد شخص ديگري را با صحبت کردن به زبان انگليسي متعجب سازيد. به انگليسي بگوييد: ! I'm studying English and I hate it (من دارم انگليسي مطالعه مي کنم و از آن متنفرم!) يا مي توانيد به زبان خود بگوييد: "هِي، من امروز 50 کلمه انگليسي ياد گرفته ام. مي داني معادل انگليسي ... چيست؟" اگر کسي نزديک شما نيست، مي توانيد به دوستتان تلفن يا ايميل بزنيد.
دوستان شما چه خواهند گفت؟ احتمالاً آنها زياد مجذوب و علاقمند نخواهند شد، ولي اهميتي ندارد! آنچه که مهم است اين است: بعد از صحبت درباره زبان انگليسي، شما آن را با اشتياق بيشتري مطالعه خواهيد کرد. امتحان کنيد.
دوستي را بيابيد که درحال آموختن زبان انگليسي است
اگر بتوانيد دوستي پيدا کنيد که مشغول فراگيري زبان انگليسي باشد و در سطحي معادل شما قرار داشته باشد، شما در يک موقعيت فوق العاده اي قرار خواهيد داشت:
بهتر است مرتب دوست خود را ملاقات کنيد. ايدهآل آن است که او در نزديکي شما زندگي کند، يا به همان مدرسهاي برود که شما میرويد. اگر واقعاً نمیتوانيد کسي را بيابيد که تمايل به يادگيري زبان انگليسي با شما را داشته باشد، میتوانيد از طريق ايميل کسي را پيدا کنيد. اين راه بدتري است: مکالمه شما احتمالاً کم خواهد بود، و مشکل است تا با کسي که خوب نمیشناسيد، رقابت کنيد.
قدري پول براي يادگيري زبان انگليسي خرج کنيد
اگر شما پولتان را صرف چيزي کنيد، میخواهيد از آن چيز استفاده کنيد! مثلاً، اگر يک راکت تنيس گرانقيمت را بخريد، احتمالاً بيرون میرويد و هر روز تنيس بازي خواهيد کرد.
اين قانون درباره يادگيري زبان انگليسي نيز صادق است. اگر میخواهيد تمايل خود را به آموختن زبان انگليسي افزايش دهيد، يک لغتنامه جديد، يک کتاب جالب به زبان انگليسي، تلويزيون کابلي انگليسي زبان،... بخريد. ايده ساده اي است: شما بابت آن پولي پرداخت کردهايد، بنابراين میخواهيد از آن استفاده کنيد، و انگليسي خود را بهتر خواهيد کرد.
در رابطه با اين روش، مشکلي وجود دارد. فقط براي مدت کوتاهي به درد میخورد. شما معمولاً انگيزه يادگيري خود را بعد از چند روز از دست میدهيد. براي اينکه به يادگيري ادامه بدهيد، مجبوريد هر هفته چيزي بخريد!
با اينحال، اين روش سودمند است، زيرا به شما نيرويي براي شروع يادگيري میدهد. مثلاً، اگر يک ديکشنري افعال چندتايي انگليسي را بخريد، احتمالاً از آن چند کلمه ياد خواهيد گرفت. سپس بايد سعي کنيد تا از آنها استفاده کنيد. براي مثال، با اين کلمات يک ايميل بنويسيد. همين انگيزه شما را تقويت میکند (همانگونه که قبلاً گفته شد)، و بيشتر ياد خواهيد گرفت.
به ياد داشته باشيد که يادگيري زبان انگليسي نيازمند عمل است
ما اين را بارها گفته ايم. يک عمل کوچک از خواندن صدها مقاله قدرتمندتر است. بله، ما مي دانيم که انجام کارها حتي اگر براي ما مفيد باشند، خيلي سخت است. ما آدمها موجودات تنبلي هستيم. به همين دليل است که بسياري از مردم نمي توانند انگليسي را بخوبي صحبت کنند.
هنوز، ما اميدواريم شما بتوانيد آنچه را که ما در روشهاي يادگيري زبان انگليسي خود راجع به آنها صحبت مي کنيم انجام بدهيد، نه اينکه فقط آنها را بخوانيد. شما تنها هنگامي به موفقيت خواهيد رسيد که چيزي را در زندگي خود تغيير دهيد.
آن را رها نکنيد. از حالا شروع کنيد!
¤ زبان انگليسی را بيشتر خواهيد خواند، زيرا میخواهيد از دوست خود بهتر باشيد! :-)
¤ يادگيری زبان انگليسی سادهتر خواهد بود، چراکه قادر خواهيد بود تا در مورد مشکلات و مسائلتان با دوستتان بحث کنيد.
¤ شما کسی را خواهيد داشت تا با او راجع به زبان انگليسی صحبت کنيد. اين صحبتها، همانگونه که در بحث قبلی گفته شد، علاقه شما را به زبان انگليسی افزايش خواهد داد.
در اين مقاله، ما تکنيکهاي خود را در مورد بهبود و افزايش انگيزه در يادگيري زبان انگليسي به عنوان يک زبان خارجي با شما در ميان مي گذاريم. خودمان در زمان يادگيري زبان انگليسي همواره آنها را به کار مي بستيم و هنوز نيز از آنها در مواقعي که لازم باشد تا انگيزه خود را در زمينه هايي غير از زبان انگليسي گسترش دهيم، استفاده مي کنيم.
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 1:19 توسط Alizadeh_Nima
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
01) English : I Love You
+
نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386ساعت 8:31 توسط Alizadeh_Nima
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
واقعیه !!!!!!!!!!!!!!! اول توی سایت عضو شو بعد هر چی دوست داشتی کادو دریافت کن جهت اخذ اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب مراجعه نمایید
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 20:23 توسط Alizadeh_Nima
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
How to success
PLAN while others are playing.
Alphabet of Happiness...
A--Accept B--Break Away C--Create D--Decide E--Explore F--Forgive G--Grow H--Hope I--Ignore J--Journey K--Know L--Love M--Manage N--Notice O--Open P--Play Q--Question R--Relax S--Share T--Try U--Use V--Value W--Work X--X-Ray Y--Yield Z--Zoom Zoom to a happy place when bad memories or sorrow rears its ugly head.Let nothing interfere with your goals. Instead, focus on your abilities, your dreams, and a brighter tomorrow.
Lessons of Life...
I feared being alone
until I learned to like myself. I feared failure until I realized that I only fail when I don't try. I feared success until I realized that I had to try in order to be happy with myself. I feared people's opinions until I learned that people would have opinions about me anyway. I feared rejection until I learned to have faith in myself. I feared pain until I learned that it's necessary for growth. I feared the truth until I saw the ugliness in lies. I feared life until I experienced its beauty. I feared death until I realized that it's not an end, but a beginning. I feared my destiny, until I realized that I had the power to change my life. I feared hate until I saw that it was nothing more than ignorance. I feared love until it touched my heart, making the darkness fade into endless sunny days. I feared ridicule until I learned how to laugh at myself. I feared growing old until I realized that I gained wisdom every day. I feared the future until I realized that life just kept getting better. I feared the past until I realized that it could no longer hurt me. I feared the dark until I saw the beauty of the starlight. I feared the light until I learned that the truth would give me strength. until I saw that even the most beautiful butterfly had to undergo a metamorphosis before it could fly. ![]() 1. Take into account that great love and great achievements involve great risk. 2. When you lose, don't lose the lesson. 3. Follow the three R's: Respect for self, Respect for others and Responsibility for all your actions. 4. Remember that not getting what you want is sometimes a wonderful stroke of luck. 5. Learn the rules so you know how to break them properly. 6. Don't let a little dispute injure a great relationship. 7. When you realize you've made a mistake, take immediate steps to correct it. 8. Spend some time alone every day. 9. Open your arms to change, but don't let go of your values. 10. Remember that silence is sometimes the best answer. 11. Live a good, honorable life. Then when you get older and think back, you'll be able to enjoy it a second time. 12. A loving atmosphere in your home is the foundation for your life. 13. In disagreements with loved ones, deal only with the current situation. Don't bring up the past. 14. Share your knowledge. It is a way to achieve immortality. 15. Be gentle with the earth. 16. Once a year, go someplace you've never been before. 17. Remember that the best relationship is one in which your love for each other exceeds your need for each other. 18. Judge your success by what you had to give up in order to get it. 19. Approach love and cooking with reckless abandon. FORWARD THIS MANTRA E-MAIL TO AT LEAST 5 PEOPLE AND YOUR LIFE WILL IMPROVE 0-4 people: Your life will improve slightly. 9-14 people: You will have at least 5 wonderful surprises in the next 3 weeks. Do not keep this message. The mantra must leave your hands within 96 hours. You will get a very pleasant surprise ...
از خدا خواستم عادتهای زشت را ترکم بدهد.
خدا فرمود: خودت بايد آنها را رها کنی. I asked God to take away my habit. God said, no. It is not for me to take away, but for you to give it up. از او درخواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد. فرمود: لازم نيست، روحش سالم است، جسم هم که موقت است. I asked God to make my handicapped child whole. God said, no. His spirit is whole, his body is only temporary. از او خواستم لااقل به من صبر عطا کند. فرمود: صبر، حاصل سختی و رنج است. عطا کردنی نيست، آموختنی است. I asked God to grant me patience. God said, no. Patience is a byproduct of tribulation. It isn't granted, it is learned. گفتم: مرا خوشبخت کن. فرمود: «نعمت» از من، خوشبخت شدن از تو. I asked God to give me happiness. God said, no. I give you blessings; happiness is up to you. از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نکند. فرمود: رنج از دلبستگیهای دنيايی جدا و به من نزديکترت میکند. I asked God to spare me pain.
God said, no.
Suffering draws you apart from worldly cares and brings you closer to me.
از او خواستم روحم را رشد دهد. فرمود: نه، تو خودت بايد رشد کنی. من فقط شاخ و برگ اضافیات را هرس میکنم تا بارور شوی. I asked God to make my spirit grow. God said, no. You must grow on yours own! But I will prune you to make you fruitful. از خدا خواستم کاری کند که از زندگی لذت کامل ببرم. فرمود: برای اين کار من به تو «زندگی» دادهام. I asked God for all things that I might enjoy life. God said, no. I will give you life. So that you may enjoy all things. از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد، من هم ديگران را دوست بدارم. خدا فرمود: آها، بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد! I asked God to help me love others, as much as He loves me. God said: Ahah, finally you have the idea.
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 21:49 توسط Alizadeh_Nima
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|
|
He didn't tell me how to live; he lived, and let me watch him do it. او هیچوقت به من نگفت چه جوری زندگی کنم..بلکه زندگی کرد و اجازه داد که با نظاره کرد
ن او . زندگی کردن را از او بیاموزم.
A father is always making his baby into a little woman. And when she is a woman he turns her back again.
یه پدر همیشه دختر کوچولوش رو خانم صدا میکنه ولی وقتی همون دختر کوچولو بزرگ میشه و یه خانوم میشه .. پدر دوست داره اونو به دختر کوچولو بدونه
It is not flesh and blood but the heart which makes us fathers and sons. این گوشت و خون نیست که رابطه پدر و فرزندی رو ایجاد میکنه بلکه قلب هاست Old as she was, she still missed her daddy sometimes. هر چقدر هم یه دختر سنش بالا بره ولی هنوز هم گاهی اوقات دلش شدیدا واسه پدرش تنگ میشه Making the decision to have a child is momentous. It is to decide f orever to have your heart go walking around outside your body.
تصمیم گرفتن برای صاحب فرزند شدن بسیار مهم و خطیر هست ..زیرا تو در واقع تصمی م میگیری که قلبت بیرون از بدنت این ور و اون ور بره
I don't care how poor a man is; if he has family, he's rich. برای من مهم نیست که یک مرد آیا فقیر هست یا نه ..چون وقتی او خانواده ای داشته باشد یعنی ثروتمتد هست
"The greatest gift I ever had Came from God, and I call him Dad! " بزرگترین هدیه خداوندی را من از پروردگار دریافت کرده ام ..من این هدیه را پــــــــدر می نامم "We never know the love of our parents for us till we have become parents. ما هیچ زمانی عشق پدر و مادر نسبت به خودمان را درک نخواهیم کرد تا وقتی که خودمان هم بچه دار بشیم There are fathers who do not love their children; there is no grandfather who does not adore his grandson. "
وجود دارن پدر هایی که فرزندان خودشون رو دوست ندارن ..ولی هیچ پدر بزرگی رو پید ا نمیکنی که نوه اش رو از صمیم قلب دوست نداشته باشه
"When a father gives to his son, both laugh; when a son gives to his father, both cry. "
وقتی که پدری خرج فرزندش رو میده و به او چیزی میده ..هر دوطرف شاد و راضی هستند ..ولی ناراحتی زمانی هست که یک پدر محتاج فرزندش بشه ..که هم پدر و هم فرزند هر دو متاثر و گریانند It is admirable for a man to teach his son fishing, but there is a special place in heaven for the father who teaches his daughter shopping. بسیا ر پسندیده و قابل تحسین هست که یه پدر به پسرش ماهیگیری (کار کردن و پول در آوردن :مترجم)رو بیاموزه ..ولی یه جای مخصوص توی بهشت رو پدری داره که به دخترش خرید کردن رو یاد بده Children learn to smile from their parents." بچه ها شاد بودن و لبخند زدن رو از والدین خود فرا میگیرند To be a successful father...there' s one absolute rule: when you have a kid, don't look at it for the first two years. اگه میخوای یه پدر موفق باشی ..یه قانون قطعی وجود داره و اونم اینه که وقتی بچه دار شدی تا دو سالگی بهش نیگاه نکنی ..(تا دردسراش تموم شهپ) It doesn't matter who my father was; it matters who I remember he was. مهم این نیست که پدر من چه جور آدمی بوده ..مهم اینه که من چه جوری اونو به خاطر بیارم و ازش یاد کنم .. The most important thing a father can do for his children is to love their mother. مهمترین کاری که یه پدر میتونه برای بچه هاش انجام بده اینه که مادر اون هارو از صمیم قلب دوست داشته باشه For My Dad
For the father that you are, and the father that you've been, If I had a choice to make, I'd choose you, Dad, again. For the trials I put you through, and for the times I let you down, I'm proud you've finally seen, how God turned my life around. You never ran away, when the times were tough to take... instead you gave me courage, to face my own mistakes. Thank you for your strength, and the faith to see me through... the love you gave to me, is the love I'm sending you! برای یدرم
برای پدری که تو هستی و برای پدری که در طی این مدت بوده ای اگه من دوباره فرصت انتخاب داشتم باز تو را به عنوان پدر انتخاب میکردم برای دردسرهایی که برات درست کردم و برای فرصت هایی که به خاطر من از دست دادی و من افتخار میکنم که تو بالاخره دیدی که خداوند چگونه زندگی من را دگرگون ساخت تو هیچگاه از ناملایمات زندگی فرار نکردی در عوض به من امید دادی که بتونم. با مشکلاتم روبرو بشم از تو سپاسگزارم برای پایداری و استقامتت و برای ایمان و اعتقادی که برای به من ارزانی داشتی تمام عشقی که تو به من ابراز کردی . همون عشقی است که من اکنون دارم به سوی تو روانه میکنم . The pot calls the kettle black ديگ به ديگ مي گويد رويت سياه The proof of the pudding is in the eating مشك آن است كه ببويد نه آنكه عطار بگويد The sky will not fall in آب از آب تكان نمي خورد The sprit is willing but the flesh is weak دست ما كوتاه و خرما بر نخيل The truth will out خورشيد هميشه پشت ابر پنهان نمي ماند The water has risen over his head آب از سرش گذشته Get foot in the door قدم اول رابرداشتن As safe as a home امن و امان Sit on the fence بي طرف ماندن Come down on one side or other side طرف كسي را گرفتن انتخاب كردن Hit the ceiling/roof زمين زمان را بهم ريختن Burn the candle at both ends از كله سحر تا بوق سگ كار كردن Keep in the picture در جريان امور قرار دادن Get the picture فهميدن Take a leaf out of one girl friend's book از كسي پيروي كردن Made for each other (دو نفر) براي يكديگر ساخته | ||